محمود حسن ديوبندى
7
تفسير كابلى (فارسى)
مصداق آن مسلمانانى را دانند كه تا هنگام حديبيه ايمان آورده بودند ، و رأى بعضى آنست كه ، سابقين اولين همه مهاجرين و انصارند به اعتبار مسلمانان اطراف و نسلهاى آينده . نزد ما اين اقوال با يكديگر تعارضى ندارد « سبقت » و « اوّليّت » از امور اضافى است . يك شخص و يا يك جماعت به يك اعتبار مىتواند نسبت به يك شخص و يك جماعت سابق باشد ، و نسبت به ديگرى لاحق . چنان كه ما قبلا در تفسير آية اشاره كرده ايم هركس و هر جماعتى در هر درجهء كه سابق و اوّل باشد همان قدر از رضاى الهى ( ج ) و كاميابى حقيقى بهره مند مىشود زيرا ممكن است سبقت و اوّليّت نيز مانند مدارج رضاء و كاميابى متعدد باشد . و اللّه اعلم . وَ مِمَّنْ حَوْلَكُمْ مِنَ الْأَعْرابِ مُنافِقُونَ وَ مِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ مَرَدُوا عَلَى النِّفاقِ لا تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ و بعضى از آنان كه گرداگرد شماست از اعراب باديه نشين منافقانند و بعضى از اهل مدينه عادت گرفتند بر نفاق ، نميدانى ( نفاق ) ايشانرا ، ما ميدانيم ( نفاق ) اوشانرا تفسير : نخست ذكر اعراب باديه نشين گذارش يافت . در ضمن از ذكر مؤمنين اعراب كلام به طرف مهاجرين و انصار منتقل شد . اكنون در اين آيه احوال باشندگان « مدينه » و پيرامون آن بيان مىشود . يعنى : بعضى از اهل مدينه و ساكنين اطراف آن به نفاق خوگرفته و بر آن مصرّند ، اين نفاق آنقدر مخفى است كه آنحضرت صلّى اللّه عليه و إله و سلّم با وجود كمال فطانت و فراست و تدقيق نظر و قرب مكان نتوانست از علامات و قرائن به صورت قطعى و بالتعيين به نفاق شان آگاه گردد . تعيين حقيقى آن ، محض در علم خداست . عامهء منافقين از سيما و صورت ؛ از رفتار و كردار و گفتار به خوبى شناخته مى شدند ( و لو شئنا لاريناكهم فلعرفتهم - و لتعرفنهم فى لحن القول ) اما نفاق اين ها آنقدر مخفى است كه از رازشان پرده برداشته نمى شود .